شعر شوخ چشم - تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 16:58
ای غنچه لب ز دست که خوردی شراب دوش وز چشم می پرست که گشتی خراب دوش وی شوخ چشم مست نگاه گشاده روی کی از رخت گرفته به شوخی حجاب دوش این مرمرین تنت که در آغوش کرده لمس در بستر وصال که رفتی به خواب دوش کی لعل چون عقیقه تو را تا سحر مکید وز غنچه لبت که گرفته گلاب دوش خون که خورده ای که لبت گشته لاله گون ...
شعر دولت بیدار - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 22:11
دیشب صنما تنگ در آغوش که بودی از دست که می خوردی و مدهوش که بودی نیش تو به جان بود و دل از هجر تو پر خون ای آفت جانم تو قدح نوش که بودیای تاج سرم گوش به فرق که نشستی وی خلعت شادی به بر و دوش که بودی ا
شعر شوخ چشم - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 22:11
ای غنچه لب ز دست که خوردی شراب دوش وز چشم می پرست که گشتی خراب دوش وی شوخ چشم مست نگاه گشاده روی کی از رخت گرفته به شوخی حجاب دوشاین مرمرین تنت که در آغوش کرده لمس در بستر وصال که رفتی به خواب دوش کی لعل چون عقیقه تو را تا
شعر نم نم باران - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 15:51
بهار آمد و گل در کنار آمده است غزلسرا بگالستان هزار آمده است چمن زنم نم باران شده ابیرافشان به باغ و راغ شکوفه ببار آمده استنسیم صبح گه عید با صنوبر گفت لباس سبز ببر کن
شعر رنج روزگار - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 15:51
کسی که چون من دل خسته بردبار شود خمیده قامتش از رنج روزگار شود حدیث دیده گریان من مگو در باغ که نرگس از غم من ترسم اشکبار شودترحمی به ضعیفان نمی کند ظالم خدا نکرده اگر